خوانش های ادبی

ادبیات و نقد

خوانش و معرفی جشن بی معنایی

نصیری | جمعه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۴ | 14:34

داستان بلند جشن بی معنایی اثر میلان کوندرا اثری با‌محتوای فلسفی، اجتماعی، تاریخی ، روانشناسی و ... است. در این‌اثر میلان کوندرا جوهر همیشگی زندگی انسان را بی معنایی معرفی می کند بی معنا بودنی که برای درک شادی بی پایان زندگی، باید آن را شناخت و دوست داشت چرا که زندگی در بهترین حالت، حق انتخاب یک یکنواختی را از میان یک نواختگی های گسترده و تکراری به فرد می دهد انتخابی که توهم فردیت را برای انسان فراهم می کند. به همین سبب از منظر نویسنده کلید شادی بی پایان و دانایی، پی بردن به بی معنایی جوهر زندگی و جدی نگرفتن دنیا است زیرا در دنیایی که دگرگونی و نوسازی محال است تنها راه محافظت از خود به شوخی گرفتن کل زندگی است.

به باور کوندرا در ارتباط والد و فرزندی دو طرف یک عذرخواهی به همدیگر بدهکار هستند چرا که والدین به ویژه مادران بدون اجازه از فرزندان آنها را به زندگی و مرارت های آن فراخوانده اند و از سوی دیگر فرزندان با تولد خویش فردیت دروغین و زندگی والدین را به گند کشیده اند. از نظر کوندرا در این نبرد و تقابل دو طرفه راه حلی جز عذر خواهی دو طرفه و سازش وجود ندارد. در کل از نگاه کوندرا زندگی چیزی جز جنگ نیست جنگ افرادی که خود را مقصر دانسته و لذا از دیگران عذرخواهی می کنند و افرادی که حق به جانب منتظر عذرخواهی دیگران هستند به عبارت دیگر در این‌فرایند کسی که به‌تقصیر خود اعتراف می کند بازنده و‌ آن کس که دیگری وادار به عذرخواهی می کند برنده است.

در بستر روایت اصلی نویسنده به ذکر ماجرای تخیلی و طنزآمیز درباره استالین و سایر سران اجرایی کمیته حزب کمونیست می پردازد تا به بهانه آن به بی ارزشی و مسخره بودن تصویر ذهنی استالین از ارمانشهر و تحمیل آن از طریق اراده فردی خود به همگان پرده بردارد تصویر ذهنی که با دسیسه چینی ها، تصمیم های هوسبازانه و غیر عاقلانه سبب مرگ هزاران انسان بی گناه شد. کوندرا شوخی مابانه این شخصیت ها را قهرمانانی کاغذی معرفی می کند که نهایت اعتراض آنها در قبال دروغ های رهبران حزب در مستراح ها نمود پیدا می کند قهرمانان دروغینی که همچون استالین در بستر زمان با سیری قهقرایی از قهرمان پیشرفت عصر خویش به یکی از جانی ترین افراد کل تاریخ بشریت در نسل های بعد (در میان سه نسل مختلف) تبدیل می شوند.

نسبی بودن مفاهیم و مصادیق زیبایی در دوره های مختلف، متفاوت بودن معیار زنان در انتخاب مردان، عدم فردیت انسان‌به واسطه حلقه اتصالی ناف ها و ... از دیگر مضامین این داستان ارزشمند است که اقتضای درک آن مطالعه چند باره کتاب است.

جبار نصیری

  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
موضوعات وب
  • سرخی تو از من
  • از شیطان آموخت و سوزاند
  • چراغ ها را من خاموش می کنم
  • نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
  • من او را دوست داشتم
  • چه کسی باور می کند رستم
  • ترلان
  • پستچی
  • ملت عشق
  • کافکا در کرانه / ساحل
  • آخرین انار دنیا
  • ناطور دشت
  • سمفونی مردگان
  • عشق بی پیرایه
  • جزء از کل
آرشیو وب
  • شهریور ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۱
  • آذر ۱۴۰۰
  • مهر ۱۴۰۰
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • بهمن ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۷
  • تیر ۱۳۹۷
  • خرداد ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۶
  • آذر ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۵
  • آبان ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • شهریور ۱۳۹۵

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای خوانش های ادبی محفوظ است .